الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
372
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
گفتند : غلام مغيره . گفت : مگر به شما نگفتم كسى از اين علوج را نزد ما نياورد ولى شما مرا مغلوب ساختيد « 1 » . ( 1 ) خانوادهاش پزشكى را براى وى حاضر نمودند ، پس به وى گفت : كدام نوشيدنى نزد تو دوستداشتنىتر است ؟ گفت : نبيذ « 2 » . پس به وى « نبيذ » خوراندند ولى از بعضى زخمهايش خارج شد . مردم گفتند : چرك آلوده به خون است . سپس به وى شير نوشاندند و از بعضى زخمهايش خارج شد ، پس پزشك از او نااميد شد و به او گفت : « گمان نمىكنم كه تا عصر بمانى » « 3 » . و هنگامى كه به نزديك شدن اجل خود مطمئن گشت به پسرش عبد اللّه سپرد كه : ببين چقدر بدهى دارم . آن را شمردند و معلوم شد كه 86 هزار مىباشد . پس گفت : « اگر مال خاندان عمر كافى باشد ، آن را از اموالشان ادا كن و گرنه از خاندان عدى بن كعب بخواه و اگر اموال آنها كفايت نكرد ، از قريش طلب كن و به غير از آنها مراجعه ننما « 4 » » . ( 2 ) اگر در اين وصيّت دقت كنيم ، در آن امورى را مىبينيم كه پرسشهايى را موجب مىشوند : 1 - اين اموال فراوانى كه آنها را از بيت المال وام گرفته بود ، تنها در امور مخصوص به خود آنها را مصرف نموده و اگر آنها را در امور مسلمين به مصرف رسانده بود ، به هيچ روى موجبى براى پس گرفتن آنها از خاندان خطاب نبوده
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه 12 / 187 . ( 2 ) « نبيذ » : شراب ، مشروب الكلى ( ترجمهء المنجد نوشته محمد بندرريگى . م ) . ( 3 ) الامامة و السياسة 1 / 26 . الاستيعاب 3 / 1153 - 1154 ( چاپ شده در حاشيهء الاصابة ) . ( 4 ) شرح نهج البلاغة 12 / 188 .